تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

192

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

در بر نگيرد قابل تحصل نبوده و جاى پاى ثابتى نداشته و در تزلزل است و لذا خود اين قيوم در نظام وجود بايد تحت قيموميت قيوم ديگرى باشد و آن قيوم ديگر صورت نوعيه است . « 1 » اولين صورت نوعيهء عالم ، صور عناصر است كه بنا بر عقيدهء قدما چهار عنصر است « 2 » كه آنها علاوه بر صورت جوهريه‌اى كه هيولاى اولى و مادة المواد عالم طبيعت است و علاوه بر صورت جوهريه جسميه ، صورت نوعيه ديگرى لازم داشته كه به واسطهء آن صورت تحصل مىگيرند و حرارت آتش و رطوبت آب به واسطهء آن صورت است و همان صورت است كه بعد از آنكه آب و آتش در دو صورت قبلى شركت دارند ، يكى را رطب بارد نموده و ديگرى را حارّ جامد كرده است . و اين صورت نوعيه ، گاهى اهل وقوف بوده و گاهى از منتظران عالم است . مثلًا صورت نوعيهء ناميه‌اى كه در شجر است اهل وقفه بوده و منظور ديگرى نداشته تا از آن منزل بگذرد و حيث اينكه به صورت شجريه رسيد ديگر غرضى نداشته و بعد از مدتى وقفه پير شده و به باد خزان مرگ دچار مىشود و گاهى همين صورت نوعيهء ناميه منتظر بوده و خواستار انتقال به صورت ديگرى است . مثلًا آن صورت ناميه‌اى كه ماده واجد آن است و مىخواهد به صورت حيوانيه برسد ، چون زمانى كه به صورت ناميه است حالت انتظاريه داشته و واقف نبوده و در گذرگاه و معبر است ، در اين مرحله متحصل نيست ، پس چون صورت نوعيه در ماده شجر در گذرگاه نبوده و در منزل شجريه وقوف دارد ، قوهء ناميه در آن متحصل است . و اما آن ناميه‌اى كه در ماده‌اى قبل از حيوانيت ، قدم تكامل به سوى صورت حيوانيه برداشته است ، لا متحصل است . و همچنين در ماده‌اى كه متلبس به صورت حيوانيه است و حيوانيت مرتبهء وقفهء اوست ، صورت نوعيهء حيوانيه متحصل است و به اين اعتبار ، آن صورت متحصله نسبت به جسم نامى فصل است . و لكن آنچه در ضمن چيزى است كه مىخواهد از صورت حيوانيه گذشته و به صورت انسانيه برسد ،

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 326 ؛ اسفار ، ج 5 ، ص 156 - 182 . ( 2 ) - شفا ، بخش طبيعيات ، ص 209 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 251 .